باز هم از خون جوانان وطن باز هم لاله دمید
سوگواری مجازی برای 175 غواص شهید/
باز هم از خون جوانان وطن باز هم لاله دمید

موضوع به خودی خود آن‌قدر تکان‌دهنده بود که بتوان پیش‌بینی کرد در شبکه‌های اجتماعی سر و صدا می‌کند. پیدا شدن جسد ۱۷۵ غواص جنگ تحمیلی، احساسات همه را جریحه‌دار کرد.

به گزارش «وبلاگ نیوز»، خبر خیلی کوتاه بود: فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح، سردار سرتیپ پاسدار سیدمحمد باقر زاده گفت: برخی پیکرهای مطهر این شهدا زمانی که کشف شد، هیچ جراحتی نداشتند و متوجه شدیم که آنها زنده به گور شدند و امروز همین جنایات توسط تکفیری ها در کشورهای مسلمان رخ می دهد.

همزمان با سالروز آزادی خرمشهر، انتشار این خبر در هفته گذشته واکنش‌های عجیب و مختلفی در شبکه‌های اجتماعی در بر داشت. خبر بازگشت پیکر شهدای غواص نقطه عطفی در ایجاد نوعی انسجام ملی و ادای دین به شهدای هشت سال جنگ تحمیلی بود. گروه‌های هم پیمان با آرمان‌های بنیادی یک جامعه در حوادث این چنینی مجال بروز و ظهور می‌یابد و مرز بین خودی و بیگانه در فضای عمومی مشخص می‌شود.

شهدای غواصی که زنده به گور شده بودند، بار دیگر یادآور جنایت‌های قدرت‌های بزرگ در هشت سال دفاع مقدس بود. یک یا ۱۷۵ غواص فرقی نمی‌کند، دست بسته یا زنده به گور شده، اهمیت این افراد برای گذشتن از جان و پاسداشت میهن و آیینی است که بسیاری خود را متعلق به آن می‌دانند حتی اگر سال‌هاست که به کشور بازنگشته‌اند.

در واکنش به این خبر دو گروه که خبر را غیر واقعی تلقی کردند و گروهی که خود را مدیون این شهدا می‌دانستند، ایجاد شد. وجه دیگر این خبر آن بود که کاربران معمولی بیش از کاربران ستاره و محبوب نسبت به این ماجرا واکنش احساسی به خرج دادند.

هر گرایش و دیدگاه، در توییتر همه داغدار شهدای غواص

«م.ح» که خود را از خانواده شهدای مفقود الاثر معرفی کرده، می‌گوید:

پسر عموم غواص بود، ۱۶ سال داشت، تو عملیات خیبر مفقود الاثر شد، مادرش هنوز منتظره.

در فضای توییتر همدردی با خانواده این شهداء و بیان شهامت آنان بسیار دیده می‌شود؛ «میثم» نیز با هشتگ ۱۷۵ شهید دست بسته گفته است:

ما برای این خاک، خاک میشویم

«محمد» با قیاسی به اعداد خبر ساز در سال‌های گذشته، هویت خود را به فداکاران و شهدای ایران و نه مجرمانش پیوند داده است:

۱۷۵ عدد کوچیکیه؟ از امروز تا هرزمان زنده ام بزرگترین عدد در مقیاس ذهن من ۱۷۵ است نه ۳,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومن. واقعا وحشتناکه

«محسن لاهوتیان»، خروشانی و گل آلود بودن اروند را ناشی از غم کشته شدن شهدای غواص دانسته است:

اروند در حسرت شماست که سالها گل آلود است

«ثمین» با درج عکسی در صفحه خود گفته است:

خیلی بزرگ بودند و هستند. یادشون گرامی شهیدامون

«نسرین» هم نوشت:

یه هشتگ بسازین برای ۱۷۵ غواص شهید که ببینن ما برای این خاک چه ها داده این!

«عمران» نوشته:

پدرم که رفت، شهر خالی شد. پدر مگر تو چند نفر بودی؟

«سودال» نوشته:

با اینکه نامشان بر هر کوچه ای هست؛ خیابان به خیابان، میدان به میدان اما باز هم خبر دهشتناک بود، پیکر ۱۷۵ شهید زنده به گور در عملیات کربلای ۴

«مهتاب» نیز حمله گروه های تروریستی به ایران را از همان زمان جنگ دانسته و گفته:

حالا این ۱۷۵ شهید، شهید اسیر، با دستهای بسته .. نگران بودیم داعش به مرزهای ما حمله نکنه نگو قبلن حمله کرده…

در توییتر بیش از چرایی علل و تفحص درباره خبر به گرامیداشت شهدای هشت سال دفاع مقدس پرداختند و گروه‌های سیاسی مختلف و گاه متضاد در داخل و خارج کشور متفق القول علیه این جنایت جنگی هم‌صدا بودند.

بازتاب ها در توییتر

مهم‌ترین کلمات استفاده شده در توییت‌ها

فضایی نسبتاً متفاوت در فیس‌بوک؛ روشنفکرها به دنبال دلیل‌ند!

«فرشته» در صفحه فیس بوک خود با انتشار عکس دسته جمعی غواصان در حین جنگ، نوشته است:

عشق دردانه است و من غواص و دریا میکده / سر فرو بردم در آنجا تا کجا سر بر کنم…

«امین» درد این غم را بسیار بزرگ و داغی بر تاریخ بشریت می داند و می نویسد:

کشف پیکر ۱۷۵ شهید غواص عملیات کربلای ۴ با دستان بسته؛ خبر نیم خط است و فعل هم ندارد اما درد داشت و دارد. این دست های بسته، دست هایی در تقلای نجات، دستهای بسته در کنار هم، درد دارد و سهمگین است. ۱۷۵ جوان غواص ایرانی در ته گودال و خیره به آسمان بالای سرشان با دست های بسته چه می دیدند؟ به چه می اندیشیدند؟ آخ که چقدر این دست های بسته درد داشت.

«نسرین» معتقد است که صدا و سیما پوشش مناسبی درباره این شهدا نداشته است:

چرا صدا و سیما اخبار مربوط به ۱۷۵ غواص شهید رو پوشش نمیده؟ خونشون رنگی نبوده یا چی؟

«مانستر» که از کاربران معروف فیس‌بوک فارسی است، در چندین پست به شهدای غواص اشاره کرده و به همین دلیل افراد بسیاری را نسبت به برخورد غیراخلاقی نسبت به شهدا، بلاک کرد:

یه عده هم هستن که در اولین واکنش به پیدا شدن ۱۷۵ جسد دست‌بسته غواص‌های عملیات کربلای ۴، با جنسی کثیف از سیاست‌زدگی، این به ذهنشان می‌آید که عجب کثافتی‌ن این آخوندا، بعد هم چنتا فحش به باعث و بانی جنگ می‌دهند و بنظرشان اصلن نباید جنگ میشد و حداقل [امام] خمینی باید بعد پس گرفتن خرمشهر، جنگ را تمام می‌کرد. اینها فاجعه جنگ و آدمهایی که برای حفظ این خاک کشته شدند را یک اشتباه تاریخی می‌دانند و همیشه از بیرون و با دید سوم شخص به جنگ و جبهه نگاه می‌کنند.

«اکبر ترشی زاد»، به غم مادران شهید و سال‌ها چشم انتظاری آنان اشاره کرده است. محمد نیز به خاطره‌ای مادران شهید اشاره کرده و پستی طولانی با موضوع انتشار یکی از ماردان غواصان مفقود الاثر ثبت کرده است:

کاش امشب، کسی برود سرِ خاکِ مادر. شمعی روشن کند برایش. قاب عکس قاسم را بردارد و بگوید: دیگر رسید. رسیدنش مبارک.

«مهدی» با اشاره به عمق فاجعه در زنده به گور کردن شهدای غواص در عملیات کربلای ۴ گفته است:

تو می‌دونی اگه یه گردان بره خط گروهان برگرده بعنی چی؟ می‌دونی یه گروهان بره خط دسته برگرده یعنی چی؟ می‌دونی یه دسته بره خط نفر برگرده یعنی چی؟ و چه میدانی یه گردان بره خط و یک نفرشون هم بر نگرده یعنی چی؟؟؟

«لیلا» با اشاره به وطن فروشان و مجاهدین خلق نوشته است :

می گویند عملیات لو رفته. این لو رفته خودش موضوع عجیبی ست برای من… در گذارش رند (آر-اِی-ان-دی) که توسط دولت امریکا پس از تصرف عراق تهیه شده است خوانده بودم که در دوران جنگ مجاهدین خلق برای صدام به عنوان ارتش خصوصی اش علیه ایران کار می کردند … در اسناد افشا شده ی دولت ریگان هم هست که دولت ریگان وقتی برتری نیروهای ایران را بر عراق دید، عکسهای ماهواره ای خط مقدم جبهه ی ایران را در اختیار صدام گذاشت و مطلب اشاره دارد که صدام خط مقدم جبهه را شیمیایی کرد.

«مژده» به رنجی که شهدای جوان غواص در آن لحظات متحمل شده‌اند، اشاره کرده است:

فکر زجری که کشیدن، جوونهای رعنای کشورمون، و خانواده هایی که سالها در انتظار موندن و حالا باید با این حقیقت وحشتناک زندگی کنن!

«مریم» حفظ ایران از حمله وحشیانه عراق را مرهون وجود شهدا دانسته:

طرف حمله کرده بود بهمون… داشت متجاوزانه شهرهامون رو می گرفت و پیش می یومد… اگر اینها نبودند الان ایران چه شکلی بود. جان دادند…

«علی فاتحی» نوشته :

۱۷۵ عزیز زنده به گور و دست بسته ! … شب های غم انگیز و آتشبار جبهه را هرگز فراموش نمی کنم ، هیچوقت از یاد نمی برم که بچه های کرمان چه مظلومانه و مخلصانه می جنگیدند.

«سمیه» که در ایران زندگی نمی‌کند و عمویش از غواصان کربلای ۴ بوده، حزن خود را از این خبر این‌گونه بیان کرده است:

می گن صد و هفتاد و پنج نفر بودند…دست بسته و زنده بگور…ممکنه بین اونا بوده باشه…دلم پاره پاره می شه….این غربت غریب هم بیشتر بهمم می ریزه…همکارم می پرسه چرا گریه می کنی؟ می گم بهش…با چشمهای آبی خالی خوشبختش نگام می کنه می گه نمی فهمم، خیلی ازم دوره…می رم کنار راین آبی خالی می گم “آخه چرا اینجا؟ چرا اینجوری؟”

برخی نیز معتقدند که شهادت آنان به هدر رفتن استعداد و جوانی‌شان ختم شد؛ «فرناز» می‌نویسد:

حیف اون همه جوونی و استعداد… حیف دلای پاکشون… لعنت به جنگ

«رضا حقیقت نژاد» در صفحه فیس بوک خود به کم کاری حزب‌الهی‌ها در گوگل پلاس اشاره کرده است:

از یک شنبه تا حالا، گوگل پلاس خیلی از حزب اللهی ها را دیده ام، حجم واکنش ارزشی ها خیلی کمتر است از فعالان خارج نشین. احتمالا شهدا برایشان دیگر مهم نیست؟ ما احتمالا هم جنگ رفته ایم و هم این ارزش ها برای مان مهم تر است؟ چیزی را می خواهیم جبران کنیم یا نشان دهیم؟

کلیدواژه‌های مطرح در فیس بوک

مهم‌ترین کلمات استفاده شده در فیس‌بوک

پیام های منتشر شده در شبکه های اجتماعی موبایلی چون تلگرام، واتس اپ و اینستاگرام بیشتر به همدردی بدون بیان چرایی و علت ماجرا بوده است. شهدا در این بازخوردها مورد تکریم بوده و کمتر کسی در مقام سوال درباره چرایی این مسئله آمده بود.

در اینستاگرام اغلب با منشن کردن دوستان، توجه به این شهدا جذب شده بود و در تلگرام و واتس اپ نیز این خبر از جناح‌های مختلف فکری و سیاسی دست به دست می‌گشت.

اما در بازخوردهای این خبر در فیس‌بوک و توییتر چندین نکته به چشم می‌خورد:

* این شهدای کشور هستند و تاکیدی بر بعد اسلامی بودن دفاع نداشتند؛

* اشاره به اینکه جزییات واقعه و نحوه شهادت و سایر مستندات هویدا نشده است

*تاکید بر این مسئله که خبرنگاران و روزنامه نویسان در موج احساسی قضیه درگیر نشده و حقایق و مستندات تاریخی را ارائه کنند.

ادای دین به شهدا بعد از سال‌ها بدون تحریکات رسانه ملی به صورت خودجوش برانگیخته شد و از هر جناح فکری و سیاسی، ایرانیان در هر کجای دنیا از این مردان به بزرگی و نیکی یاد کردند. اتفاق عجیب در انتشار این خبر آن بود که نه تنها افراد معروف و خبرنگاران که مردم عادی واکنش‌های عجیب تری نسبت به این شهدا داشتند.

ورود پیکر شهدای غواص از مرز شلمچه از این منظر که موجب پیوند عاطفی و ملی بین گروه‌های مختلف و گاه متخاصم داخلی و خارجی ایرانی شد، حائز اهمیت است. از سوی دیگر باید به این مسئله اشاره کرد که ایرانیان خارج کشور بیش از ایرانیان داخل کشور به دنبال رو کردن دست‌های پشت پرده و استعماری قدرت‌های بزرگ در جنگ تحمیلی بودند.

برخی صراحتا با استناد منتشر شده در غرب به هم پیمانی آمریکا با گروهک تروریستی مجاهدین خلق و نیروهای صدام را در کشتار فجیع رزمندگان ایران اشاره کرده‌اند.

 بسیاری از کسانی که نسبت به این خبر واکنش‌ نشان دادند، تجربه جنگ را نیز نداشتند اما اهمیت پاسداشت میهن و فداکاری و ایثار رزمندگان را دینی بزرگ بر دوش خود دانسته‌اند.

انتهای پیام/.

مخالفمموافقم (+2 نظر شما, 2 نظر)
Loading...

ارسال نظر

*